تبلیغات
و خداوند زمین را برایتان جایگاه امن و آرامش قرار داد
و خداوند زمین را برایتان جایگاه امن و آرامش قرار داد
Lets get green 
قالب وبلاگ
نویسندگان
         http://www.goodcholesterolcount.com/wp-content/uploads/2008/09/heart_stethoscope.jpg

S.R
قلب با تمام سادگی ظاهریش هنوز راز های کشف نشده ی بسیاری داره

محققان آمریکایی برای اولین بار موفق شدند با استفاده از سلولهای عادی قلب، سلولهایی با توانایی تپیدن تولید کنند، شیوه ای که می تواند منجر به ترمیم جراحتها و نقصهای موجود در قلب توسط خود این اندام شود.

برای اولین بار ساخت سلولهای ماهیچه ای قلب از دیگر سلولهای این اندام حیاتی بدن موجودات زنده امکان پذیر شد. این روش می تواند به عضله معیوب قلب کمک کند تا از طریق تبدیل سلولهای ساختاری به نام "فیبروبلاست" به سلولهای ماهیچه های عروقی یا سلولهای عامل ایجاد تپش در قلب خود را ترمیم کنند.

مسیر تبدیل فیبروبلاست به ماهیچه عروقی آن قدر مستقیم و ساده است که نیازی به شکل گیری سلولهای بنیادین ناپایدار در این روند نیست؛ ویژگی که می تواند بسیاری از مراحل اضافی در روند خلق سلولهای قلب از سلولهای بنیادین را حذف کند.

دیپکا ریواستاوا”" از موسسه بیماریهای عروقی "گلد استون" در سانفرانسیسکو می گوید: "تیمهای دیگر از جمله تیم تحقیقاتی ما تلاشهای زیادی در راستای ساخت ماهیچه های عروقی به کمک سلولهای بنیادین انجام داده است."


    http://www.siterooz.com/car/khabar/%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%20%D9%82%D9%84%D8%A8%20%DB%8C%DA%A9%20%D8%A2%D8%AF%D9%85%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82.jpg


اکنون این محققان فیبروبلاستهای موش را در معرض سه دسته از پروتئین‌های عامل رونویسی به نامهای  Gata4, Mef2cو Tbx5 که ژنهای مورد نیاز برای شکل گیری بافت اولیه قلب را فعال می کنند، قرار دادند. این فیبروبلاست‌ها طی چند روز شروع به تغییر کرده و پس از چند هفته به سلولهای ماهیچه ای قلب تبدیل شدند و با گذشت یک ماه تپیدن را آغاز کردند.

محققان همچنین فیبروبلاستهای تغییر یافته را به قلب موش زنده‌ پیوند شده و شاهد تغییر یافتن آنها به سلولهای ماهیچه ای قلب بودند.

قدم بعدی بررسی عملی بودن این شیوه بر روی فیبروبلاستهای انسانی است. محققان همچنین در جستجوی شیوه هایی خواهند بود تا بدون آلوده سازی فیبروبلاستها به ویروسها، شیوه ای که برای انتقال پروتئین های عامل رونویسی به فیبروبلاست موش مورد استفاده قرار می گیرد، آنها را تغییر دهند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، محققان می گویند در آینده با استفاده از ساختارهایی که می توانند عوامل رونویسی را به منظور خلق سلولهای ماهیچه ای قلب از فیبروبلاست بدن خود بیمار، در قلب آزاد کنند می توان عضله های آسیب دیده قلب افراد مبتلا به آسیبهای قلبی را به تدریج درمان کرد.






طبقه بندی: بدن،  پزشکی، 
برچسب ها: قلب، سلول های ترمیم کننده قلب، سلول،  
[ یکشنبه 24 مرداد 1389 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ S.R ]

               http://www2.gvsu.edu/~schnizlk/bone111.gif


S.Rبا سلام قبل از اینکه این پست رو شروع کنم میخوام چند لحظه خودتون رو بدون استخون فرض کنید...
خب حالا بریم سر مطلب
استخوان‌بندی یا اسکلت انسان آن بخش از بدن انسان است که از جنس استخوان بوده و به عنوان نگهدارنده قطعات بدن به یکدیگر عمل می‌کند.

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند :

داخلی
خارجی

جانوران دارای اسکلت خارجی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند.

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی ازاستخون غضروف و یا هر دو باهم است. یا

اسکلت بدن از تعداد زیادی استخوان تشکیل شده است که بعضی از آنها فرد و بعضی دیگر زوج هستند. استخوانها از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت می‌باشند ولی بطور کلی آنها را به 5 گروه اصلی می‌توان تقسیم‌بندی کرد.
  1. استخوانهای مداز : استخوان مداز ، از یک تنه تقریبا استوانه‌ای با یک قسمت پهن در دو انتها تشکیل شده‌اند. این گروه بیشتر استخوانهای اندامهای فوقانی و تحتانی را در بر می‌گیرد.

  2. استخوانهای کوتاه : از نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند ولی بطور کلی می‌توان آنها را به شکل مکعب در نظر گرفت. این گروه استخوانهای قسمت پروکسیال دست و پا را در بر می‌گیرند که به ترتیب استخوانهای کارپال و تارسال نامیده می‌شوند.

  3. استخوانهای پهن : استخوانهای پهن در مقایسه با قطرشان سطح پهن دارند و شامل استخوان های سخت جمجمه و دنده‌ها می‌باشند.

  4. استخوانهای نامنظم : استخوانهای نامنظم در نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند و در هیچکدام از گروههای فوق قرار نمی‌گیرند و شامل استخوانهایی می‌شوند که ستون فقرات و بعضی از استخوانهای جمجمه را تشکیل می‌دهند.

  5. استخوانهای سزامویید (کنجدی) : این استخوانهای در تاندونهای نزدیک مفاصل ظاهر می‌شوند مهمترین استخوان این گروه ، استخون کشکک می‌باشد.

ساختمان استخوان

استخوان بافتی است همبندی ، که از سخت‌ترین بافت های بدن انسان بشمار می‌رود. استخوان از یک ماده بنیادی آلی که در نمکهای غیر آلی ذخیره شده‌اند تشکیل شده است. سختی استخوان به سبب وجود همین نمکهای غیر آلی است که تقریبا 60% وزن کل استخوان را تشکیل می‌دهند. این نمکها عمدتا شامل کلسیم ، فسفات و مقداری منیزیم و کربنات می‌باشند. خارج کردن نمکهای کلسیم از یک استخوان با قرار دادن استخوان در اسید معدن رقیق امکان پذیر است.

شکل استخوان پس از خارج کردن نمکهای کلسیم بهم نمی‌خورد ولی نرم می‌شود. به‌طوریکه مثلا یک استخوان دراز را آنقدر می‌توان خم کرد که دو انتهای آن به هم برسند. یک غشای همبندی به نام پریوستیوم periosteum سطح خارجی استخوانها را می‌پوشاند. این غشا در مفاصل حرکتی که با غضروف مفصلی پوشانده شده‌اند، وجود دارد. پریوستیوم محتوی یک شبکه عروق خونی است که از طریق آن ، عروق به داخل استخوان نفوذ می‌کنند. در برش عرضی ، دو گونه استخوان تشخیص داده می‌شود.

استخوان متراکم

با چشم معمولی و غیر مسلح ، به صورت متراکم و بی شکل دیده می‌شود، و لایه خارجی استخوان را تشکیل می‌دهد. موقعی که استخوان متراکم زیر میکروسکوب مورد بررسی قرار می‌گیرد، واحدهایی با آرایش منظم مشاهده می‌شوند که سیستم هاورس نام دارد. سیستم هاورس از قسمتهای ریز تشکیل شده‌است.

  1. یک حفره مرکزی (مجرای هاورس) که محتوی اعصاب و عروق است.
  2. دوایر متحدالمرکز استخوانی (لاملا) که حفره مرکزی را احاطه کرده‌اند.
  3. لاکونا به فضاهای بین لاملا که محتوی سلولهای استخوانی هستند گفته می‌شود.
  4. کانالیکولها ، مجاری باریکی هستند که لاملا عبور کرده و به لاکوما وصل می‌شوند. از میان همین مجاری است که مواد غذایی بوسیله رگها به داخل مجرای هاورس پخش می‌شوند.

مابین سیستم‌های هاورس مجاور ، لاملاهای دیگر به نام لاملاهای میان بافتی وجود دارند. و دورتادور محل استخوان توسط لاملاهای دیگری به نام لاملاهای محیطی احاطه شده است. مجاری هاورس مجاور هم ، به وسیله مجاری عرضی باریکه (مجاری ولکمن Volkmann's canal) به یکدیگر متصل می‌شوند و از میان همین مجاری است که رگها از یک سیستم هاورس به سیستم دیگر راه می‌یابند. گرچه استخوان متراکم با چشم معمولی بی شکل به نظر می‌آید، ولی می‌توان فضاهایی را در آن مشاهده کرد که تفاوت عمده میان استخوان متراکم و اسفنجی در اندازه همین فضاهاست.

استخوان اسفنجی

در رشته‌های استخوانی به نام ترابکولا که فضای ما بین آنها توسط چشم معمولی قابل روئیت است تشکیل شده است. مقدار هر یک از دو نوع استخوان فوق ، از استخوانی به استخوان دیگر و از قسمتی از استخوان به قسمتی دیگر فرق می‌کند. و بستگی به میزان قدرت مورد نیاز آن استخوان دارد. در تنه استخوان مداز ، یک لایه خارجی ضخیم از نوع استخوان متراکم وجود دارد. در صورتی که در یک استخوان نامنظم و یا کوتاه لایه متراکم استخوان نسبتا نازک است.

استخوان اسفنجی دارای لاملاهایی است که از نظر ساختمان شبیه به لاملاهای استخوان متراکم هستند با این تفاوت که فضاهای موجود در استخوان اسفنجی بزرگتر بوده و سیستم‌های هاورس فقط در ترابکولهای بزرگ دیده می‌شوند. استخوان اسفنجی مواد غذایی خود را از رگهای اطراف دریافت می‌کند.

مغز استخوان

تنه استخوان دراز ، دارای یک حفره مرکزی به نام موولا می‌باشد. این حفره با مغز استخوان ، که در میان ترابکولهای استخوان اسفنجی نیز دیده می‌شود، پرشده است. به هنگام تولد تمامی مغز استخوان سلولهای خونی را تولید می‌کنند که در آن مغز قرمز استخوان گفته می‌شود. با آغاز دوران بلوغ ، مغز قرمز فقط در استخوان های جمجه ، قرقره‌ها استخوانهای کتف ، ستون مهره‌ها ، دنده‌ها ، لگن و انتهای فوقانی بازو و رانها یافت می‌شود. در هر جایی که مغز قرمز توسط مغز زرد یا به عبارت دیگر چربی ، جایگزین شده باشد بافت خونساز کمی در آنجا وجود خواهد داشت.

کارایی استخوان

  1. استخوان چهارچوب نگهدارنده بافتهای نرم را تشکیل داده و به منزله تکیه‌گاهی برای تحمل وزن بدن می‌باشد.
  2. استخوان اهرمی است که ماهیچه‌ها برای ایجاد حرکت ، فشار خود را بر آن اعمال می‌کنند.
  3. استخوان از اترانهای حیاتی خاصی محافظت می‌کند مانند جمجمه که از مغز حفاظت می‌کند.
  4. استخوان از نظر دارا بودن بافت تولید کننده سلولهای خونی ، دارای اهمیت می‌باشد.
  5. استخوان منبع تجمع نمکهای کلسیک است.

توسعه و رشد استخوانها

در مدت تکامل بدن انسان ، بیشتر استخوانها ابتدا به صورت غضروف نمایان می‌شوند. اما تعداد کمی از آنها مانند ترقوه و استخوانهای سقف جمجمه ابتدا توسط پرده‌های متشکله مزودرم ظاهر شده و هیچ غضروفی ندارند. این تشکیلات اولیه غضروفی پرده‌ای بعدا طی مراحل استخوان سازی به استخوان تبدیل می‌شوند. بعضی از استخوانها از یک مرکز استخوان‌سازی منفرد بوجود می‌آیند. باین معنی که تشکیل استخوان از یک نقطیه در ماده اولیه شروع شد. قوه استخوانی شدن تمام استخوانادامه می‌یابد.

استخوانهای دیگر ، مانند استخوانهای مداز ، از بیش از یک مرکز استخوان سازی استخوانی می‌شوند. بطوری که در بعضی از مراحل رشد، استخوان بوسیله قسمتهای غضروفی به چندین بخش تقسیم می‌شود. اولین مرکز استخوان سازی که در هر استخوان ظاهر می‌شود مرکز استخوان سازی اولیه ، و مراکز بعدی ، مراکز استخوان‌ سازی ثانویه نامیده می‌شوند. مرحله نموی که در آن این مراکز ظاهر می‌شوند در هر استخوان تقریبا ثابت است. بنابرین تعیین سن یک کودک نرمال با انجام رادیوگرافی از مناطق بخصوصی از اسکلت وی امکان پذیر است.

توسعه و رشد استخوان دراز

در یک استخوان دراز نمونه مرکز استخوان سازی اولیه در مرکز غضروف اولیه ، در حدود هشتمین هفته زندگی جنینیدیانیز نامیده می‌شود و استخوانی شدن دیانیز ، معمولا قبل از تولد کامل می‌شود.
ظاهر شده و تا استخوانی شدن تمام تنه استخوان ادامه می‌یابد. تنه یک استخوان مداز و در حال رشد
در ادامه درباره ی تاثیر تغذیه در پوکی استخوان رو براتون گذاشتم


ادامه مطلب

طبقه بندی: بدن، 
برچسب ها: استخوان، سیستم هاورس، اسکلت بدنی، اسکلت خارجی،  
[ شنبه 23 مرداد 1389 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ S.R ]

http://www.ncbi.ie/files/images/Eye-anatomy1.jpg

S.Rاین واقعیت که چشم از یکی از مهم ترین اعضای بدن هستش شکی نیست و در واقع یکی از مهم تربن پل های ارتباطی با جهان اطراف هستش

كار اصلی چشم آن است كه نورهایی را كه از خارج دریافت می كند طوری روی پرده شبكیه متمركز كند كه تصویر دقیقی از شیء مورد نظر روی پرده شبكیه ایجاد شود. شبكیه این تصاویر را به صورت پیام های عصبی به مغز ارسال می كند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند. بنابراین برای واضح دیدن، قبل از هرچیز لازم است كه نور به طور دقیق روی پرده شبكیه متمركز شود.

ساختمان چشم شبیه یك كره است. در قسمت جلوی این كره یك پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمك به عدسی می رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبكیه متمركز می كند تا تصویر واضحی بر روی شبكیه ایجاد شود.

برای آنكه اشیاء به صورت دقیق و واضح دیده شوند لازم است مسیری كه نور در چشم طی می كند شفاف باشد و قرنیه و عدسی نور را درست روی شبكیه متمركز كنند.

● پلك

وقتی جسم نوك تیزی به چشم ما نزدیك می شود ما بی اختیار پلك ها را می بندیم. پلك ها در حقیقت ساختمان های تمایز یافته ای از جنس پوست و عضلات زیر پوستی هستند كه وظیفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل یك صافی از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگیری می كنند. خود پلك ها دو وظیفه مهم دارند: اول آنكه مثل یك دیوار دفاعی جلوی قسمت عمده ای از كره چشم را می گیرند و از كره چشم محافظت می كنند، دوم آنكه پلك ها هر ۵ تا ۱۰ ثانیه یك بار باز و بسته می شوند كه این امر به شسته شدن میكروب ها و ذرات خارجی از سطح چشم كمك می كنند و در حقیقت سطح چشم را جارو می كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزیع یكنواخت اشك بر روی كره چشم كمك می كند.

● ملتحمه

ملتحمه یك لایه شفاف محافظ است كه سطح داخلی پلك ها و روی سفیدی كره چشم را می پوشاند. در ملتحمه رگ های خونی و گلبول های سفید به مقدار زیادی وجود دارد. این رگ ها و سلول های دفاعی تا حد زیادی از ورود میكروب ها و عوامل بیماری زا به قسمت های عمقی چشم جلوگیری می كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه می دارد و در حقیقت سطح چشم را روغنكاری می كند كه این امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف می شود.

● قرنیه

قرنیه قسمت شفاف جلوی كره چشم است كه از پشت آن ساختمان های داخلی تر كره چشم مثل عنبیه و مردمك دیده می شود. قرنیه چشم را می توان به شیشه پنجره تشبیه كرد. همانطور كه اگر شیشه پنجره كثیف باشد اشیاء بیرون تار دیده می شوند، اگر بر روی قرنیه كسی لكه یا كدورتی وجود داشته باشد فرد اشیاء را تار می بیند. به علاوه همانطور كه از پشت یك شیشه موجدار یا مشجر اشیاء كج و كوله و ناصاف دیده می شوند. در صورتی كه سطح قرنیه ناهموار باشد اشیاء ناصاف و تار دیده می شوند.

البته قرنیه انسان یك تفاوت مهم با شیشه پنجره دارد و آن هم اینكه شیشه پنجره یك سطح صاف است در حالیكه قرنیه بخشی از یك كره است. این ساختمان كروی باعث می شود كه قرنیه چشم مثل یك ذره بین عمل كند و نورهایی را كه از محیط خارج وارد كره چشم می شوند به صورت پرتوهای همگرا درآورد كه تصویر واضحی روی شبكیه ایجاد كنند. البته در همه افراد این امر به صورت دقیق اتفاقی نمی افتد. مثلاً اگر انحنای قرنیه كسی بیشتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنكه روی پرده شبكیه بیفتد در جلوی پرده شبكیه تشكیل می شود. چنین فردی نزدیك بین (میوپ) است. همچنین اگر انحنای قرنیه كسی كمتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنكه روی پرده شبكیه بیفتند در پشت آن تشكیل می شوند. چنین فردی دوربین (هیپروپ) است. به طوری كه می بینیم قرنیه افراد نقش مهمی در تعیین دوربینی یا نزدیك بینی یا شماره چشم افراد دارد. به همین علت اكثر روش های جراحی برای اصلاح دید و شماره عینك روی این بخش از چشم انجام می گیرد. مثلاً در روش های لیزر (PRK)، لیزیك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحی با تیغه الماس (RK) مقدار انحنای قرنیه تغییر می كند و شماره چشم فرد اصلاح می شود. همچنین استفاده از لنز تماسی (كنتاكت لنز) كمك می كند كه انحنای قرنیه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و دید فرد اصلاح شود.

● عنبیه و مردمك

عنبیه بخش رنگی پشت قرنیه است كه رنگ چشم افراد را تعیین می كند. رنگ این بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبی و سبز تا عسلی و قهوه ای تغییر می كند. در وسط عنبیه سوراخی به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می كند. كار مردمك مثل پرده ای است كه پشت پنجره آویزان شده و نور ورودی به اتاق را كم و زیاد می كند. همانطور كه وقتی نور خارج شدید و زیاد باشد، پرده را می بندیم تا نور كمتری به اتاق وارد شود، وقتی چشم در محیط پر نور قرار می گیرد مردمك تنگ می شود تا مقدار نور كمتری وارد چشم شود. به همین صورت وقتی چشم در محیط كم نور قرار می گیرد مردمك گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم شود.

آناتومی بقیه اعضای چشم در ادامه قرار داره و همچنین توضیحات عمل لیزیک

ادامه مطلب

طبقه بندی: بدن، 
برچسب ها: آناتومی چشم، ساختمان چشم، چشم،  
[ دوشنبه 11 مرداد 1389 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ S.R ]
   http://www.yallatb.com/images_edit/47.jpg


Z-R:با سلام به همه ی دوستان,در این پست یکی از سیستم های پیشرفته ی ایمنی دنیا رو که بدون هیچ تکنولوژی کار میکنه معرفی کنم خانم ها و آقایون این شما و این هم از گلبول های سفید:

خون را باید بافتی به شمار آورد که زنده و فعال است و فعالیتهای حیاتی کلیه اندامهای بدن به نحوی با فعالیت و سلامت این بافت بستگی دارد. اگر مقدار خون از یک انسان بگیریم و درون لیوانی بریزیم و آنرا در یخچال نگهداری کنیم تا منعقد شود پس از مدتی بخشی از خون رسوب می‌کند و محتوای لیوان به دو بخش مشخص تقسیم می‌شود. بخش بالایی که مایعی شفاف و به رنگ زرد بسیار کم رنگ است پلاسما نام دارد و در زیر پلاسما ، توده قرمز رنگی دیده می‌شود که محتوی گلبولهای قرمز است بین پلاسما و توده گلبولهای قرمز یک لایه بی‌رنگ دیده می‌شود که از اجتماع گلبولهای سفید خون تشکیل شده است.

لکوسیت" ها یا سلول های سفید خون بر اساس نوع گرانول (دانه) های موجود در سیتوپلاسم و شکل هسته به دو گروه تقسیم می شوند:

 1)گرانولوسیت" ها یا چند هسته ای ها

 2)"آگرانولوسیت" ها یا تک هسته ای ها


این گلبولها در مغز استخوان ، تیموس ، گره‌های لنفاوی و طحال تولید می‌شوند گلبولهای سفید کلیه اجزای یک سلول جانوری را دارند و همه نوع فعالیتهای حیاتی را انجام می‌دهند. تعداد گلبولهای سفید در هر میلیمتر مکعب خون انسان در حدود هفت هزار است که در مقایسه با تعداد گلبولهای قرمز این مقدار بسیار کم است.

هم گرانولوسیت ها و هم آگرانولوسیت ها هنگامی که در پلاسمای خون معلق اند کروی شکل اند. اما بعضی از آنها پس از ترک رگ های خونی و تهاجم به بافت ها آمیبی شکل می شوند.

هسته گرانولوسیت ها دو یا تعداد بیشتری لوب (بخش) دارد. گرانولوسیت ها شامل "نوتروفیل" ها، "ائوزینوفیل" ها و "بازوفیل" ها هستند.

نوتروفیل ها سلول های پر تحرکی هستند که می توانند با عمل فاگوسیتوز(بیگانه خواری) موجب از بین رفتن ذرات خارجی و بافت های در حال تخریب شوند.

ائوزینوفیل ها از نظر ظاهری شبیه نوتروفیل ها هستند. این سلول ها در عفونت های انگلی افزایش می یابند و با ترشح موادی می توانند بسیاری از انگل ها را نابود کنند. در حساسیت ها (آلرژی ها) نیز تعداد ائوزینوفیل ها زیاد می شود.

بازوفیل ها در ترشح ماده ای به نام "هپارین" که یک ماده ضد انعقاد خون است و نیز در ترشح "هیستامین" که گشاد کننده رگ ها است دخالت دارند.

آگرانولوسیت ها گرانول اختصاصی ندارند، ولی حاوی "لیزوزوم" هستند. هسته آنها گرد یا دندانه دار است. این گروه شامل "لنفوسیت" ها و "منوسیت" ها هستند.

منوسیت ها پس از خروج از خون و ورود به بافت های بدن به صورت سلول های درشتی به قطر 80 میکرومتر به نام "ماکروفاژ" در می آیند (هر میکرومتر (میکرون) برابر یک میلیونیوم متر است) در حقیقت منوسیت ها به وسیله پدیده ای به نام "دیاپدز" از منافذ رگ های خونی عبور می کنند و وارد بافت ها می شوند و تبدیل به ماکروفاژ می شوند (در نتیجه ماکروفاژ ها درخون وجود ندارند).

گلبول های سفید خون یا لکوسیت ها در دفاع بدن در مقابل عوامل بیگانه دخالت دارند. این سلول ها هنگامی که به صورت معلق در خون گردش می کنند، به شکل کروی و غیر متحرک هستند. ولی هنگام مواجه شدن با ماده ای که می خواهند با آن مبارزه کنند، توانایی پهن شدن و تحرک را کسب می کنند.

لکوسیت ها می تواننداز طریق دیاپدز، با عبور از بین سلول های پوششی، وریدچه ها و مویرگ ها را ترک کرده و به داخل بافت همبند نفوذ کنند (دیاپدز روندی است که مسئول جریان یک طرفه گرانولوسیت ها و منوسیت ها از خون به بافت ها است).

از مناطق ملتهب مواد شیمیایی آزاد می شود که موجب افزایش دیاپدز می شود.

تعداد لکوسیت ها در خون بر حسب سن، جنس و شرایط فیزیولوژیک (طبیعی) بدن متغیر است. در بالغین طبیعی تقریباً 6000 تا 10000 لکوسیت در هر میکرولیتر خون وجود دارد.

گرانولوسیتها به سه گروه تقسیم می‌شوند.

نوتروفیلها
سلولهای کروی ، هسته دارای دو یا چهار لب پیوسته به هم توسط رشته‌های باریک است. 15 - 12 میکرومتر قطر دارند. و کار فاگوسیتوز (ریزه خواری) جانداران میکروسکوپی را انجام می‌دهند.

بازوفیلها
سلولهای کروی ، هسته با دو لب نامشخص و 12 - 10 میکرومتر قطر دارند. و هیستامین که باعث التهاب بافتها می‌شود و هپارین که جلوگیری از تشکیل لخته می‌کند را آزاد می‌سازند.

ائوزینوفیلها
سلولهای کروی ، هسته‌ها اغلب دو لب دارند، 12 - 10 میکرومتر قطر دارند و مواد شیمیایی که باعث کاهش التهاب می‌شود ترشح می‌کنند و به کرمهای انگلی معینی حمله می‌کنند.

آگرانولوسیتها
هسته نسبتا درشت و سیتوپلاسم یکنواخت دارند و شامل لنفوسیتها و مونوسیتها هستند.

لنفوسیتها
سلولهای کروی با هسته گرد ، سیتوپلاسم تشکیل حلقه باریک را در اطاف هسته می دهد 8 - 6 میکرومتر قطر دارند. لنفوسیتها در افراد بالغ حدود 25 درصد از گلبولهای سفید را تشکیل می‌دهند. و بیشتر در دستگاه لنفاوی یافت می‌شوند. لنفوسیتها دو نوعند : نوع B که در مغز استخوان تولید و بالغ می‌شوند. اما در گره‌های لنفاوی جای می‌گیرند و نوع T که پس از ساخته شدن در مغز استخوان در تیموس مراحل رشد و نمو خود را طی می‌کنند.

ظاهر لنفوسیتها T , B در زیر میکروسکوپ بهم شبیه است اما فاصله‌های آنها متفاوت است. سلولهای B آنتی کور (پادتن) ترشح می‌کنند. آنتی کورها ملکولهای پروتئینی و از نوع گلوبولین‌ها هستند. سلولهای T بر خلاف سلولهای B در سطح فرد گیرنده‌های آنتی کور مانندی دارد که به کمک آنها به آنتی ژن میکروبها می‌چسبند. بدین ترتیب سلولهای T متحرک هستند و خود به محل عفونت یافته می‌روند.

مونوسیتها
سلولهای کروی یا نامنظم می‌باشند. هسته‌ها گرد یا کلیدی شکل و یا نعل اسبی شکلند. نسبت به لنفوسیتها ، سیتوپلاسم بیشتری دارند. 15 - 10 میکرومتر دارند. در خون به عنوان سلولهای فاگوسیت کننده عمل می‌کنند دستگاه گردش خون را ترک کرده و تبدیل به ماکروفاژها می‌شوند که باکتریها ، سلولهای مرده ، اجزای سلولی و بقایای درون بافتی را فاگوسیتوز می‌کنند در بدن بخصوص در کبد ، طحال و گره‌های لنفاوی یافت می‌شود.

          http://www.myscopic.co.uk/uploads/200712616481.jpg

كاهش غیر طبیعی تعداد گلبول های سفید در خون به دلیل كاهش تولید آنها در مغز استخوان یا افزایش انهدام آنها ( معمولا در طحال ) است كه " لوكوپنی " نام دارد. این حال ممكن است مادرزادی باشد یا به دلیل عوامل زیر باشد:
كمبود اسیدفولیك و ویتامین B12.
- بزرگی طحال
- وجود عفونت در بدن مثل آنفلوانزا، حصبه،سل،مالاریا و ایدز
- بیماری های مربوط به مغز استخوان
- اشعه درمانی
- مصرف بعضی داروها مثل داروهای ضد سرطان.
با مراجعه به پزشك و كشف علت این بیماری ( هر یك از علل بالا ) می توانید آن را برطرف كنید یا از بروز آن پیشگیری كنید.
از نظر تغذیه ای می توانم بگویم برای رشد و تکثیر سلولهای خونی که سرعت تکثیر بسیار بالایی دارند به چند ویتامین و املاح بیش از دیگران احتیاج است. یکی از مهم ترین آنها اسید فولیک است . منابع غنی از اسید فولیک عبارتند از : جگر، مخمر (ماءالشعیر)، حبوبات پخته، اسفناج پخته، جوانه گندم خام، کاهو، آب پرتقال ، کلم، زرده تخم مرغ و موز . ویتامین B12 نیز فقط در منابع حیوانی مثل جگر - قلوه - شیر - پنیر - تخم مرغ و ماهی وجود دارد .عنصر روی هم برای تکثیر سلول های خونی ایشان مفید است و مصرف ویتامین C بالا بسیار کمک کننده است. برای دریافت غذایی این مواد، بایستی روزانه حداقل 4 واحد سبزیجات مصرف کنید که 1 واحد غنی از ویتامین C ،یک واحد غنی از اسید فولیک و1 واحد غنی از ویتامین A باشد، به عبارتی در روز احتیاج به 1 یا 2 عدد گوجه فرنگی یا فلفل سبز، (برای تامین ویتامین ث )، یك لیوان سبزی خوردن یا اسفناج تازه و 1 تا عدد هویج یا کدو تنبل (1لیوان خرد شده) یا کلم خرد شده (1لیوان) دارید. برای دریافت روی از گوشت قرمز و مغزهایی چون بادام زمینی، گردو و بادام بطور مرتب استفاده کنند.

تایج یك مطالعه جدید نشان می‌دهد افرادی كه شمار گلبول‌های سفید خون آنها بالا است خطر مرگ ناشی از تمام انواع سرطان‌ها در آنها بیشتر است.

به گزارش رویترز هلث از نیویورك ، دكتر "آنوپ شانكار" از دانشگاه ملی سنگاپور و همكارانش ‪ ۳‬هزار و ‪ ۱۸۹‬تن را در منطقه كوهستانی "بلو" در غرب سیدنی واقع در استرالیا بررسی كردند.

این افراد كه ‪ ۴۹‬تا ‪ ۸۴‬سال سن داشتند از ابتدای شركت در این مطالعه بین ژانویه ‪ ۱۹۹۲‬تا دسامبر ‪ ۱۹۹۴‬به سرطان مبتلا نبودند.

از ‪ ۳۱‬دسامبر ‪ ۲۰۰۱‬علایم حیاتی تمام این افراد ارزیابی شد.

در این مطالعه بالا بودن شمار گلبول‌های سفید خون با مرگ و میرهای ناشی از تمام انواع سرطانها مرتبط شناخته شد. خطر مرگ ناشی از سرطان در كسانی كه بیشترین تعداد گلبول‌های سفید خون را داشتند ‪ ۷۳‬درصد بیشتر از كسانی بود كه كمترین تعداد گلبولهای سفید خون را داشتند. شمار بالای گلبول‌های سفید خون می‌تواند نشانگر مشكلات مختلفی شامل عفونت ، واكنش آلرژیك یا سرطان خون باشد.

ارتباط میان شمار بالای گلبول‌های سفید خون و سرطان در افرادی كه آسپرین مصرف می‌كردند كمتر بود كه بیانگر نقش حفاظتی این دارو است.

محققان می‌گویند گلبول سفید خون یك نشانه معقول، اما نامشخص التهاب است.

هرچند بیماریهای دیگری مانند بیماری قلبی عروقی نیز در این رابطه نقش دارند. اما محققان معتقدند نتایج این مطالعه فرضیه ارتباط شمار بالای گلبول‌های سفید خون با مرگ و میر سرطان را تایید می‌كند.

در ادامه تصاویر مربوطه رو براتون گذاشتم


ادامه مطلب

طبقه بندی: بدن، 
برچسب ها: گلبول های سفید خون، دستگاه ایمنی بدن، White blood cells،  
[ جمعه 8 مرداد 1389 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ S.R ]
                     http://www.stockmedicalart.com/medicalartlibrary/images/kidney-anatomy2.jpg

Z-R:با سلام به همه ی دوستان عزیز و سلام به همه ی زیست دوستان و همه ی دوست داران تجربی, این پست به آناتومی کلیه اختصاص دادم 

کلیه ها دو جسم لوبیایی شکل هستند که به جدار خلفی شکم چسبیده اند و توسط صفاق جداری پوشیده شده اند. وزن هر کلیه به طور متوسط 135 گرم است. .

ابعاد :

cm 11 طول ، cm 6 عرض ، cm 3 ضخامت
کلیه از نظر موقعیت توپوگرافی در نواحی هایپوکندر ، اپی گاستر ، و لومبار قرار گرفته است. .
محور طولی که از کلیه عبور می کند به موازات محور طولی عضله ی پسواس ماژور است. بر همین اساس کلیه ها به صورت مایل قرار گرفته اند طوریکه قطب های فوقانی آن به هم نزدیک تر وقطب های تحتانی آن از هم دورتر می مانند.
فاصله ی قطب فوقانی تا خط میانی بدن 5و2 وفاصله قطب تحتانی تا این خط 5 و 7 سانتی متر است. .
از نطر آناتومی سطحی کلیه ها
.....

در محاذات کنار فوقانی مهره ی 12 توراسیک تا مرکز مهره ی 3 لومبار قرار گرفته است وکلیه ی راست به دلیل قرار گیری کبد در سمت راست مقداری پایین تر از کلیه ی چپ می باشد. طوری که
کلیه ها در فاصله ی قسمت تحتانی آن تا ستیغ ایلیاک 3 تا 5و2 سانتی متر می باشد.
در دم عمیق ، این فاصله حدودا به پهنای یک انگشت می رسد کلیه ها در حین عمل دم و بازدم 2 تا 5 و 2 سانتی متر حرکت می کنند. بنابراین با توجه به بالا و پایین بودن کلیه های راست و چپ ، خط ترانس پیلوریک از بالای ناف کلیه ی راست و پایین ناف کلیه ی چپ عبور می کند.شکل خارجی کلیه :
هر کلیه دارای دو قطب فوقانی و تحتانی ، دو سطح قدامی و خلفی و دو کنار داخلی و خارجی است.

قطب فوقانی :

بر روی قطب فوقانی هر دو کلیه غده ی فوق کلیوی قرار دارد
کنار داخلی :
در وسط این کنار یک فرورفتگی دیده می شود که اصطلاحا ناف کلیه گفته می شود. در ذاخل ناف از جلو به عقب به ترتیب ورید کلیوی ، شریان کلیوی و لگنچه عبور می کند
در 30 درصد از موارد ممکن است شریان کلیوی فرعی وجود داشته باشد که این شریان از پشت لگنچه وارد کلیه خواهد شد و یا مستقیما به یکی از کلیه ها خواهد رفت.
این کنار در بالای ناف کلیه مجاور با غده ی فوق کلیوی و در پایین ناف مجاور با لگنچه و ابتدای حالب است.

سطح خلفی :

به استثنای یک مورد ، سطح خلفی هر دو کلیه مجاورات مشابهی دارند که عبارت اند از :
دیافراگم ( لیگامان قوسی میانی خارجی
psoas major ، quadratus lumbarum ، transvers abdominusعضلات
sub costal ، ilio inguinal و ilio hypogastricاعصاب
sub costalعروق
کلیه ی چپ در عقب مجاور با دنده های 11 و 12 و کلیه ی راست فقط با دنده ی 12 مجاورت دارد.


            http://www.uptodate.com/home/content/images/NEPH/14184/Normal_glomerulus.jpg

سطح قدامی :

مجاورات کلیه ی راست : کبد ، دئودنوم ، خم کولیک راست و قسمت هایی از ژژنوم
مجاورات کلیه ی چپ : معده ، طحال ، پانکراس ، خم کولیک چپ ، کولون نزولی و ژژنوم
پوشش های کلیه
پوشش های کلیه عبارتند از :
fibrous capsule ( true capsule )
peri renal fat
renal fascia ( false capsule )
para renal fat
fibrous capsule :
کپسول حقیقی از جنس بافت همبند متراکم است که مستقیما به خود کلیه چسبیده است. این لایه از طریق ناف کلیه وارد شده و کف سینوس کلیه را نیز می پوشاند. در افراد سالم این لایه به راحتی از روی کلیه برداشته می شود.
peri renal fat :
یک بافت فیبروآلوئولار است که از چربی و بافت همبند سست تشکیل شده و به صورت پوشش بسیار سستی خارج تر از کپسول لیفی قرار دارد.
renal fascia

کپسول کاذب لایه ای است از جنس بافت همبند که دارای دو لایه ی قدامی و خلفی می باشد که این لایه ها را بایستی در سمت بالا ، پایین ، داخل و خارج کلیه دنبال کنیم.

در سمت بالا :

در سمت بالا فاسیای کلیوی ، غده ی فوق کلیوی را نیز در بر گرفته و سپس در امتداد فاسیای دیافراگماتیک قرار می گیرد. نکته ی مهم این است که بین کلیه و غده ی فوق کلیوی ورقه ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که آن دو را از هم جدا می کند. به همین دلیل است که در جراحی های غده ی فوق کلیه به راحتی می توان این غده را از کلیه جدا نمود.

در سمت پایین :

در سمت پایین لایه های قدامی و خلفی به همدیگر نمی رسند. طوری که لایه ی خلفی در دیواره ی خلفی شکم به سمت پایین رفته و در نهایت در ناحیه ی لگن در امتداد فاسیای ایلیاک قرار می گیرد و لایه ی قدامی بدون تعیین مرز مشخصی با بافت خارج صفاقی اطراف حالب یکی خواهد شد. به همین دلیل است که در افرادی که دچار لاغری شدید می شوند به دلیل آب شدن چربی های اطراف کلیه ، کلیه می تواند به سمت پایین حرکت کند. به چنین حالتی کلیه ی شناور می گویند.

در سمت خارج :

در سمت خارج دو لایه با هم یکی شده و در امتداد فاسیای قرار می گیرند..

در سمت داخل :

در سمت داخل لایه ی قدامی در امتداد بافت همبند اطراف آئورت و ورید آی وی سی قرار می گیرد و لایه ی خلفی با فاسیای عضلات تنه و دیسک های بین مهره ای ناحیه ی کمر یکی می شود.
در ناف کلیه دیواره ای از جنس همین فاسیا وجود دارد که این دو لایه را به هم وصل می کند.
این دیواره توسط عناصری که از ناف عبور می کنند سوراخ می شود.
para renal fat
بافت چربی است که عمدتا در قسمت خلفی تحتانی کلیه قرار دارد و از نظر عملکردی مشابه با تشک عمل کرده و ضربات وارده به کلیه را تا حدودی می گیرد.
شریان های کلیه
کلیه ها از نظر خون رسانی توسط شریا نهای رنال که مستقیما از آئورت شکمی جدا می شوند تغذیه می شوند. هر شریان کلیوی از طریق ناف کلیه وارد شده و به دو شاخه ی قدامی و خلفی تقسیم می گردد که شاخه ی قدامی به 4 شاخه ی سگمنتال راسی ، فوقانی ، میانی و تحتانی تقسیم می گردد. شاخه ی خلفی فقط وارد سگمنتال خلفی می شود. بر همین اساس کلیه را به 5 سگمان تقسیم می کنند که هر سگمان معادل شاخه های شریانی می باشد. شریان های کلیه شریان های انتهایی هستند یعنی خطر نکروز شدن بافت کلیه در صورت مسدود شدن شریان وجود دارد.
وریدهای کلیه
مستقیما به آی وی سی تخلیه می گردد

نکات بالینی :

جهت دسترسی به کلیه برش های مختلفی در دیواره ی شکم انجام می گیرد ولی یکی از شایع ترین برش ها در منار تحتانی دنده ی 12 می باشد که به صورت مایل خط برش از کنار خارجی عضله ی اسپاین اراکتور تا خار خاصره ای قدامی _ فوقانی کشیده می شود.

غده ی فوق کلیوی :
غدد فوق کلیوی در ناحیه ی اپی گاستر قرار گرفته اند.هر کدام از آنها وزنی در حدود 5 گرم دارد
ابعاد :
mm5 طول ، mm30 عرض ، mm10 ضخامت

غده ی فوق کلیوی راست :

هرمی شکل بوده و دارای قاعده ، راس ، سه کنار قدامی ، داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است. قاعده ی آن روی کلیه قرار گرفته است.
آی وی سی و نیمه ی خارجی آن با کبد مجاورت دارد.
کنار قدامی : از این کنار ورید فوق کلیوی خارج می شود.
کنار داخلی مجاور با شبکه ی سیلیاک و شریان فرنیک تحتانی راست است.

غده ی فوق کلیوی چپ :

از نظر شکل ظاهری نیمه هلالی است. دارای دو کنار داخلی و خارجی و دو سطح قدامی و خلفی است.
سطح خلفی مجاور ستون چپ دیافراگم و کلیه است
سطح قدامی مجاور با معده ، پانکراس و شریان طحالی است . از قسمت تحتانی این سطح ورید فوق کلیوی چپ خارج می شود که این ورید وارد کلیه ی چپ می گردد.

شریان ها ی غده فوق کلیه :

هر یک از غدد فوق کلیه 3 شریان دریافت می کنند به نام شریان های :
1_ superior supra renal
2_ middle supra renal ( از آئورت شکمی )
3_ inferior supra renal ( از شریان کلیوی )


ادامه مطلب

طبقه بندی: بدن، 
برچسب ها: کلیه، نفرون، گلومرول، آناتومی کلیه،  
[ یکشنبه 3 مرداد 1389 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ S.R ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


سلام دوستان منS.R (صالح رئوفی)
این وبلاگ نگاهی صمیمانه و رنگی به درست زیست شناسی دارد.
ز ی س ت یعنی زندگی, درسی که پرده اسرار را می گشاید.چه لذت بخش است که بدونی در پس هر نفسی چه چیزی نهفته است.وبلاگ ما وبلاگی است برای همه در هر رشته ای و در ستایش زیست شناسی.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • آسمان
  • بک لینک
  • ویندوز سون